امروز صبح درحالی که داشتم صبحانه می خوردم و دعای ندبه گوش می دادم ناگهان به ذهنم اومد که آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور روضه جدشون رو می خونن. بعد همینجور که لقمه رو به دهنم نزدیک می کردم پیش خودم گفتم چرا روضه می خونن؟؟؟ خوندن این روضه بر این مبنا است که همه جد غریبشون رو می شناسن و روضه ایشون رو شنیدن! بعد همینجور که در حال مکاشفه بودم گفتم ما چقدر تلاش کردیم که این روضه رو به گوش اهل عالم(ألا یا أهل العالم..) برسونیم؟ چند وقت پیش - که هیئت دانشگاه به مناسبت محرم یه ایستگاه صلواتی زده بود- با مسئولینش که صحبت کردم به نظر بچه های بدی نمی اومدن اما نمی دونم چرا اینقد دربرابر برپایی دسته عزاداری تو دانشگاه مقاومت می کردن. هی از من اصرار از اونا انکار!!! در تعجب بودم که مسئولین راضی بودن و هیئت ناراضی. هی به من می گفتن حالا ما صحبت می کنیم، حالا ما بررسی می کنیم، باید ببینیم شرایط چیه و آیا امکان اجرایی داره و یا نه؟؟ خلاصه از مسئولین هیئت ناامید شدم و خودم تنهایی پاشدم رفتم جلسه شورای فرهنگی دانشگاه. جاتون خالی چه جلسه ای بود!!!!! واقعا برام جالب بود که واقعا همچین آدمایی برا فرهنگ دانشگاه تصمیم می گیرن؟؟؟؟
حالا نکات جلسه رو داشته باشین:
جلسه با 5 دقیقه تأخیر شروع شد.
از 17 نفر حاضر در جلسه 5 نفر هم با 10 دقیقه تأخیر از زمان شروع جلسه حاضر شدن.
مسئول جلسه رئیس محترم!! نهاد رهبری بود. صدای خیلی آهسته ای داشت و سخنرانی بسیار ابتدایی ایراد کرد! که تقریبا برا همه تکراری بود.
از بین این 17 نفر فقط دو نفر زن بودن که یکی شون پشت آقایون نشسته بود و کاتب بنویس جلسه بود و یکی هم من بودم که قرار بود پیشنهادم رو مطرح کنم.
رئیس جلسه یه حدیثی رو نقل کرد که واقعا ربطش رو به جلسه نفهمیدم تازه نصفشم یادش رفت. اینکه زن توی دو تا مورد از مرد ضعیف تره(واژه اش واقعا جالب بود) که یکی اش جنسیه و اون یکی شو یادش نبود!!! از بین اون آدما یکی همین جور رو هوا گفت قضاوت. بحث که عوض شد یکی یهو گفت اون دو مورد جسمانی و احساسیه!!!!!(نظر علما رو داشته باش)
اما...اما نکته جالب جلسه حضور یه نفر کنار من بود که مسئولیتش رو نفهمیدم اما واقعا جا داشت اخراج بشه. از اولی که اومد تو جلسه در تلگرام حضور فعالانه داشت چت می کرد و دانلود می کرد و حسابی سرش گرم بود. عکاس هم که به خاطر حضور من بین اون همه مرد پیر پاتال سوژه پیدا کرده بود به خاطر حضور فعالانه این مسئول در تلگرام کارش لنگ مونده بود و مجبور بود از محاسن سفیدا عکس بگیره. جالب اینجاست که این فعال فرهنگی موقع سخنرانی مسئول نهاد اینجور فعالانه در شبکه های مجازی بود وقتی که سخنرانی تموم شد گوشی رو قهرمانانه کنار گذاشت و صندلی شو چرخوند و یک ژست متفکرانه گرفت و عکاسم شروع کرد به عکس گرفتن!!!
بدتربن قسمت جلسه هم جایی بود که خانم آبدارچی که یک خانم جوان و خوش سیما بودن با سینی چای وارد مجلس شدند و چای رو بین مردهای باغیرت پخش کردن!!!! واقعا از این همه غیرت مو بر تنم راست شد.... به به دیدید چه جلسه خوبی رفتم؟؟ دین و معرفت از سر و روی جلسه می بارید....
در آخرم به نظر می رسید جلسه بیهوده ایه و فقط برای گزارش دادن هفتگی تشکیل شده چون همه با جون و دل از پیشنهاد من استقبال کردن و کلی هم تحلیلش کردن و نظرات هوشمندانه دادن...
راستی مسئول بسیج هم تو اون جلسه بود!! اینقد غیر فعال بود که یادم رفت اونم بگم... بسیجه دیگه اگه به موقع عمل کنه باید تعجب کرد....
ولی خداروشکر مجبور شد مسئولیت برگزاری دسته رو بر عهده بگیره یعنی بهش تحمیل کردن!!!
خلاصه که بوی خیر نمی شنوم از این اوضاع
عشق نوشت:
زهره گفت خطتو عوض کردی تو که هر روز به وبم سر می زنی بهتر بود می گفتی که این کارو کردی تا من با اون بنده خدا دعوا نکنم...
شایدم عوض نکردی و دروغ گفتی که منو نمی شناسی.....
زنده ام به عشقتیازهرا(س)...ما را در سایت زنده ام به عشقتیازهرا(س) دنبال میکنید
برچسب: مغناطیس حسینی,کلیپ مغناطیس حسینی,شروع جاذبه مغناطیس حسینی, نویسنده: بازدید: 143