یادمه یه بار به یه نفر گفتم من دل شکستگی که همراه با محبت باشه رو خیلی دوست دارم. اینکه عکس حرم رو ببینی بعد دلت بشکنه و با اشک بگی آقا این درسته من این همه از شما دورم؟
حالا امشب من همون حال رو دارم. حال دلشکسته ای که امشب نگاهش فقط به ضریح اربابشه...
می دونی آخرین باری که اومدم پیشت کی بود؟ پنج سال پیش... یادته چقدر حالم بد بود... فک می کردم تو دعوتم نکردی.. میومدم حرم دلم آشوب میشد..
از اون روز به بعد روزای زیادی به من گذشته روزایی که بهت می گفتم آقا منو نطلب تا حالم خوب بشه...
اما حالا هی دارم بهت میگم منو بخواه بیام پیشت... دارم از این دوری می سوزم...
کی به جز تو می فهمه من چی میگم؟
کی به جز تو می فهمه من چی میخوام؟
کی به جز تو دل من دستشه...
من مشهد میخوام... یه زیارت مشتی و باحال که بعدش بگم آخییییش روحم سبک شد...
دلم پره آقا دلم پره...
دلم برای همون زیارتی که حال دلم خوب نبود هم تنگ شده ...
آخ نفس کشیدن تو حرمت چه صفایی داره...
آقا جان امشب یه نگاه به این دل شکسته من نمی کنی؟ مگه قرآن نگفت« و أما السائل فلا تنهر»... منو نرون آقا... من سائلم...
آقا جان مگه تو زیارت جامعه نیست: «و عادتکم الإحسان و سجیتکم الکرم»... مگه بخشنده تر از شمام تو عالم هست... اصلا مگه مولا امیرالمومنین«روحی فداه» نگفت «نحن صنایع ربنا و الناس بعد صنایع لنا» آقا هر جا برم هر کاری بکنم آخرش مال توام ... هرچقدم بد باشم دوستت دارم... جدت رسول الله رو دوست دارم... بابات علی رو دوست دارم مادرت فاطمه زهرا رو دوست دارم.... آقا جان من دوستت دارم فکری به حال دلم کن....
حال دلم خرابه....
فکری بکن...
سیدی و مولای....
زنده ام به عشقتیازهرا(س)...
ما را در سایت زنده ام به عشقتیازهرا(س) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 157